مرز های باریک تر از مو!

امروز داشتنم راجع به دو تا موضوع که مدام توی مغزم می‌چرخید فکر می‌کردم. اولیش تصمیم‌گیری در مورد یه مسیر تازه بود که راجع بهش کم و بیش با اطرافیان صحبت کردم و از میون همه گفتن‌ها و شنیدن‌ها به این فکر کردم که هیچ کس واقعا نمیتونه بهت بگه که ” بهترین” برای تو چیه؛

هر آدمی از دریچه ذهن خودش به دنیا نگاه می‌کنه. آدم‌ها فقط میتونن بهت کمک کنن تا موضوع رو از زوایایی ببینی که خودت قبلا ندیده بودی. انگار که ما از لنز دوربینی به قطر 1 متر به دنیا یا موضوع مورد نظرمون نگاه می‌کنیم و دیدگاه هر آدمی متر به متر به قطر این دایره اضافه می‌کنه. مثلا بعد از حرف زدن با یه دوست میشه 2 متر، با بعدی 3 متر و همینطوری بزرگ و بزرگ‌تر میشه و درنهایت تو می‌تونی گسترده‌تر ببینی و این وسعت دید کمکت می‌کنه برای بهتر انتخاب کردن و پیدا کردن “بهترین خودت”

چراکه انتخاب‌ها مهمترین اتفاقات زندگی ما هستن. منظورم انتخاب بین خرید تی شرت آبی یا تیشرت قرمز نیست، انتخاب اونجایی که منجر به یه ” تصمیم” بزرگ میشه! این تصمیم‌ها الکی نیستن، نمیشه راحت از کنارشون رد شد. اینا روی روزهای بی بازگشت عمر ما تاثیر میزارن ، روی اینکه وقتی رسیدی به آخرش دلت بهت چی میگه؛

موضوع بعدی که اون هم از صحبت با اطرافیان توی ذهنم شکل گرفت این بود که مرز بین رک بودن یا همون صریح بودن با توهین کردن، مزر بین پافشاری بر سر عقیده با زور گفتن و اجبار کردن یا مثلا مهربونی با حماقت چقدر باریکه و به نظر می‌رسه مهارت خاصی میخواد که بتونی مرز بین این دوتا رو درست تشخیص بدی. به طور کلی شاید بشه گفت دونستن این مرزها تا حد زیادی تعیین کننده کیفیت زندگی ماست، چه از نظر درونی -اینکه چطوری افکارمونو تحلیل می‌کنیم-  چه از این نظر که در برابر دیگران چه رفتاری می‌کنیم و چطور قضاوتشون می کنیم.

 بنابراین تشخیص همین مرزهاست که میتونه باعث بشه در جامعه انسانی کمتر دچار مشکل بشیم. این شامل تمام ارتباطات اجتماعی و صد البته طرز نگاه ما به خودمون و تصمیماتمون هم میشه. من فکر می‌کنم شاید ساده‌ترین راه تشخیص این مرزها اونجایی باشه که احترام ما رو پیش خودمون و همینطور احترام دیگران رو پیش ما زیر سوال نمی‎‌بره.

میدونم که احتمالا الان سوال پیش میاد که خب حالا این احترام یعنی چی؟ مرز خود احترام کجاست؟ اگه بخوایم از این بحث فرار کنیم که بلاخره اول مرغ بود یا تخم مرغ باید بگم که از اوتجایی که به نظر می‌رسه تقریبا اکثرمون در مورد مفاهیمی مثل احترام، صداقت و … تعریف‌های مشابهی داریم پس شاید بشه این رو به عنوان یک ملاک، حداقل برای شروع قرارداد.

دیدگاهی بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *