لحظه برتر!

زندگی انسان های اولیه قطعا خیلی ساده بوده مثل زندگی که بقیه جانوران یا حالا خاصا پستانداران دیگر داشتن و اون سادگی شاید واقعیت چیزی که ما بهش میگیم “زندگی” اما پیچیدگی که ما طی سالها (هزاران سال ) برای خودمون ایجاد کردیم و رفته رفته کلافش سردرگم تر هم شده حالا دیگه او پیچیدگی… ادامه خواندن لحظه برتر!

منتشر شده در
دسته‌بندی شده در ار نوشتن

چراغ روشن فردا

انداختن کارا به فردا یه جور به خود امید دادنه، انگار که فردا یه شانس دوباره است؛ چیزی که نمیزاره ناامید بشی، نمیزاره توی غم مکنده درونت فرو بری و غرق بشی. بهت میگه هنوز فرصت داری و تا وقتی که حس کنی هنوز فرصت داری امیدواری، زنده‌ای، می‌تونی زندگی رو نفس بکشی و بوشو… ادامه خواندن چراغ روشن فردا

منتشر شده در
دسته‌بندی شده در ار نوشتن

مرز های باریک تر از مو!

امروز داشتنم راجع به دو تا موضوع که مدام توی مغزم می‌چرخید فکر می‌کردم. اولیش تصمیم‌گیری در مورد یه مسیر تازه بود که راجع بهش کم و بیش با اطرافیان صحبت کردم و از میون همه گفتن‌ها و شنیدن‌ها به این فکر کردم که هیچ کس واقعا نمیتونه بهت بگه که ” بهترین” برای تو… ادامه خواندن مرز های باریک تر از مو!

منتشر شده در
دسته‌بندی شده در ار نوشتن